"Sorrow"
«اندوه»
The sweet smell of great sorrow lies over the land.
بوی خوش، اندوه طویلی بر زمین میگستَرَد
Plumes of smoke rise and merge into the leaden sky:
حلقههای دود برمیخیزند و در آسمان سربی درهم میآمیزند
a man lies and dreams of green fields and rivers,
مردی خوابیده و خواب کشتزاران سبز و رودها را میبیند
but awakes to a morning with no reason for waking.
اما در بامداد، بیهیچ دلیل برای برخاستن، بیدار میشود
او مونس خاطرهی یک بهشت گمشده است
in his youth or a dream, he can't be precise,
دقیقن نمی داند. در جوانیاش بوده و یا در رویا
he's chained forever to a world that's departed,
تا ابد به دنیای گذشته زنجیر شده
it's not enough,it's not enough.
این کافی نیست، این کافی نیست
His blood has frozen & curdled with fright,
خونش یخ زده و از ترس لخته شده
his knees have trembled & given way in the night,
زانوانش لرزیده و در شب از پا افتاده بود
his hand has weakened at the moment of truth,
در لحظهی حقیقت دستانش سُست
his step has faltered.
گامهایش متزلزل بود
One world, one soul,
یک دنیا، یک روح
time pass, the river roll.
زمان میگذرد، رود میغلتد
و او با رود از عشق گمشده و ایثار میگوید
and silent replies that swirl invitation.
و پاسخهای خاموشی میشنود که خواهش را برمیآشوبند
Flow dark and troubled to an oily sea,
و تیره و گلآلود به دریای چرب میریزند
a grim intimation of what is to be.
اشارتی شوم از آنچه باید روی دهد
بادی بیپایان از درون این شب میوزد
And there's dust in my eyes, that blinds my sight,
و خاکی در چشمانم میریزد که کورم میکند
and silence that speaks so much louder than words,
و سکوت که بس رساتر از کلمات سخن میگوید
of promises broken.
از پیمانهای شکسته.
ترجمه از م.آزاد/ فرخ تمیمی
متاسفانه ترجمه چیز خیلی جالبی نیست (خیلی خیلی کم دست بردم در ترجمه. مثلن دو جا فعل تکراری را حذف کردم). اما خود موزیک را دریابید...


6 نظرات:
"او مونس خاطرهی یک بهشت گمشده است"
"و سکوت که بس رساتر از واژهها میگوید از پیمانهایی که گسسته شدند"
دستت درد نکنه؛ کارهای پینک فلوید همیشه شنیدنی هستن.
ترجمه چندان بدی هم نبود. یکی دو مورد کوچیک به نظرم رسید:
بوی خوش اندوهی بزرگ بر زمین میگسترد
خاطره بهشتی گمشده تسخیرش کرده
و غباری در چشمان...
آخی...
ممنون شبلی جان
سلام لیا
ارسال يک نظر